دفاتر محاسبات دربار سلطنتی ایران در اواسط قرن نوزدهم، گواهی بر یک جاهطلبی مأیوسانه اما درخشان است. تحت هدایت میرزا تقیخان، مشهور به امیرکبیر، دولت قاجار مأموریتی رادیکال را برای مدرنسازی کشاورزی کشور آغاز کرد. آنها بذرهای پنبه آمریکایی را وارد کردند، مزارع نیشکر باستانی در خوزستان را احیا نمودند و به دنبال بومیسازی محصولات تجاری خارجی بودند.
اما در حاشیه این اصلاحات گسترده، یک شبح گیاهشناسی پنهان شده است: تلاش اجتنابناپذیر برای کشت قهوه (Coffee Cultivation).
تا دهه ۱۸۵۰ میلادی، قهوه یک کالای جهانی عظیم بود که به شدت توسط قدرتهای استعماری اروپایی در جاوه، کارائیب و آمریکای جنوبی کنترل میشد. ایران که برای فرهنگ پررونق قهوهخانهای (Coffeehouse culture) خود به شدت به واردات گرانقیمت از یمن و هند متکی بود، تمام انگیزههای اقتصادی لازم را داشت تا کشت این محصول را در داخل کشور آزمایش کند.
بذرهای دولتی
در دوران صدارت امیرکبیر، آزمایشهای کشاورزی تحت حمایت دولت با دقتی نظامی انجام میشد. بذرهایی از روسیه، اروپا و امپراتوری عثمانی بین مالکان زمین توزیع شد و دستورالعملهای سختی برای آزمایش قابلیت رشد آنها در استانهای مختلف صادر گردید.
تقریباً قطعی است که در میان صندوقهای پنبه و شکر، مشتهایی از بذرهای خام و سبز قهوه عربیکا (Coffea arabica) نیز راه خود را به کرتهای آزمایشی در جنوب ایران پیدا کرده بودند. منطق پشت این کار درست بود: اگر نیشکر میتوانست در گرمای طاقتفرسای خوزستان رشد کند، شاید درختچه قهوه نیز میتوانست در مناطق ساحلی مرطوب خلیج فارس یا دامنههای سایهدار کوههای زاگرس دوام بیاورد.
شکست خاموش
ما گزارشهای نهایی این آزمایشهای خاص قهوه را در اختیار نداریم. با این حال، سکوت سوابق تاریخی دقیقاً به ما میگوید که چه اتفاقی افتاده است.
قهوه محصولی سختگیر (Unforgiving crop) است. این گیاه به ترکیب بسیار خاصی از ارتفاع بالا، بارش مداوم و دمایی نیاز دارد که هرگز به نقطه انجماد نزدیک نشود. چشمانداز جغرافیایی ایران تضادهای شدیدی را ارائه میدهد: بیابانهای سوزان، کوههای منجمد و فلاتهای خشک. بذرهایی که توسط کارشناسان خوشبین کشاورزی در دوره قاجار کاشته شدند، احتمالاً جوانه زدند (Germinated)، در خاک قلیایی (Alkaline soil) تقلا کردند، در بادهای خشک تابستانی پژمردند و در نهایت رها شدند.
در عرض چند دهه، جهت بادهای ژئوپلیتیک تغییر کرد. شرکت هند شرقی بریتانیا با تهاجم، چای مزارع هندی خود را وارد بازار ایران کرد. چای (Camellia sinensis) دم کردنش آسانتر، وارداتش ارزانتر و با سماورهای برنجی بزرگی که به بخش مرکزی مهماننوازی ایرانی تبدیل میشدند، کاملاً سازگار بود.

جاهطلبی برای کشت قهوه تنها توسط اقلیم شکست نخورد؛ بلکه با ورود چای به کلی محو شد.













